تصور من از بیشتر پرچمدارن لشکر اصلاحات ، جماعتی رانده شده از بدنه اصولگرایی و یا دیگر گروه های تند روی ایست که از پست ها ، مقام ها و ثروت بدور مانده اند.

تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
همیشه بخشی از عملکرد و نگرش دوستان اصولگرا برایم جالب و ستودنی بوده و ان همدلی و همراهی در جذب نیروهای جوان و تازه نفس با هر روش و ترفندی است بزرگان اصولگرا گاهی خود را در اندازه راننده و یا هم کلاسی پایین می اورند تا جوانان را در کنار خود داشته باشند. این در حالی است که بسیاری از امکانات ، پول ، قدرت و نظام را در اختیار دارند.
البته این رفتار جمعی و سازمانی جناح اصولگرا است که نهادینه شده و ربطی به زمان انتخابات و یا نمایش قدرت ندارد و بر همین اساس باتوجه به تعداد کمترنیروی انسانی نمایشی پر رنگتر از خود نشان می دهند
اما اصلاح طلب ها فاقد قدرت و توانمدیهای عنوان شده می باشند و تنها در صورت اتحاد و در کنار هم قراردادن توانمندیهای شخصی می توانند حرفی برای گفتن داشته باشند
پس از انقلاب و البته گاهی از سر فشار رفتارهای تند اصولگراها بر جامعه ، مردم به نیروهای اصلاح طلب اعتماد می کنند و بلیط شان برنده می شود تا ریاست چند نهاد قدرت حکومتی را بر عهده بگیرند ، تنها تلاشی برای جذب و بزرگ شدن را از خود بروز نمی دهند بلکه با دامن زدن به جدل های درون سازمانی رفتاری عقرب گونه را از خود نشان می دهند و به خودشان نیش می زنند !
دوستان از بنده نرنجید چرا که تصور من از بیشتر پرچمدارن لشکر اصلاحات ، جماعتی رانده شده از بدنه اصولگرایی و یا دیگر گروه های تند روی ایست که از پست ها ، مقام ها و ثروت بدور مانده اند و تنها جای بی درو پیکر تیم بی مربی و سرپرست اصلاحات را دیدند و خود را اختاپوس وار همرنگ انها ساختند
و بدتر این که اصلاح طلبان هم از سر ناچاری و بخاطر جمع کردن یارو بزرگ شدن تنها به شهادتینی اکتفا کردند

البته وقتی حکومت دست راستی ها باشد این جماعت مظلوم و البته دانشمند هستند و اگر روزی با ایشان روبرو شوی با لبخند ژکوند گونه اشعاری از خیام و مولانا و پوچی روزگار می نالند و از جفای حکومت در حق همه مردم و بخصوص جوانان سخنرانی میکنند و عجیب زمانی است که خود بر مسندی می نشینند و تازه بدنبال رفع نیازاها ، کمبودهای سالهای دور خود و جبران مافات و گرفتن امتیازات بیشمار هستند ، تا جایی که حتی جواب سلام را هم پاسخ نمی دهند .
فراموش نکردیم همین رفتار موجب عدم موفقیت دولت خاتمی و مجلس ششم شد و متاسفانه در حال حاظر گریبان دولت روحانی بسختی فشرده است .

بگذریم صحبتهای بالا اسیب ها و دردو دلی بود که سالها از جناح خودی خوردیم و منظورم شخص خاصی نیست.

اما حال روی سخنم باشماست دوست عزیز جناب مهندس شعبانی گرام
که بیش از این از شما و دوستانتان انتظار داشتم
شما که مدعی پرچمداری جریانات اصلاح طلبی هستید چرا بجای کمک و راهنمایی به دوستانتان با سخنرانی و قلم فرسایی های رسانه ای اب به اسیاب جناح ناظر بر عملکر خودتان می ریزید ، نکند کف زدنها و هورا کشیدنهای رسانه های جناه مقابل شما را به بیراهه کشانده ؟
مهندس عزیز شاید بخشی از ایرادات حق با شما باشد ، ولی بهتر ان بود که در شورای مشورتی عنوان میکردید تا دوستان در رفع ان تلاش میکردند.
مهندس شما که ماسال و شاندرمنی میکنید، بگذارید بنده هم کمی از شما و شاندرمنیها گله کنم به جرات عرض میکنم که اگر امروز ماسال و شاندرمن در حوزه گردشگری مورد توجه مسافرین قرار گرفته ، بخش بزرگی از ان با تلاشهای من و دوستان ماسالی مان بود بخصوص ان بخشی که شما ها به ان مباهات می کنید غار اویشو ، که هیچ شاندرمنی از ان خبر نداشت و اولین بار من و دوستانم کشف و نام گذاری و معرفی کردیم ، کتابش را نوشتیم و با کمک برادرم از ان فیلم ساختیم یا خشکه دریا ، ییلاقات شاندرمن ، ابشارها و صنایع دستی و … سالها در کنار دوستان NGO ماسال ، استان و کشور بابت تخریب جنگلها ، معادن و برداشت بی رویه شن از رودخانه مرغک و زباله های منطقه شاندرمن جنگیدین و چوبش رو هم خوردیم در ان زمان شما کجا بودید؟ به اقای فیاض خرده می گیرید ، بله حتما ایشان هم ایراداتی دارند که انسان جایزالخطا است.

اما بنده و همین اقای فیاض سالها در روستاها و شهر شاندرمن رشته های مختلف هنری را به رایگان به فرزندان شما اموختیم و اصلا برایمان ماسالی و شاندرمنی بودن مهم نبود و تنها اموزش و رشد و اگاهی نسل جوان دغدغه ذهنی ما بود ، کارهایی که تمام مستندات ان موجود است ، حال شما بفرمایید تا امروز کدام شاندرمنی حتی یکبار در جایی از ما تشکر و یا قدر دانی کرده ، شما که به طبل اخلاق می کوبید در زمان مدیریتتان چه کردید تنها جنگ ماسال و شاندرمن راه انداختید ، اما ما سالها با جناب نظرنیا و دیگر دوستان شاندرمنی و علاقمندان به سرزمین ، بدون مرز بندی در ییلاق دشته شاندرمن جشنواره های تلوزیونی بومگردی راه انداخیم و برایمان مهم نبود در کدام جغرافیاست و تنها فرهنگ و زبانمان مهم بود چرا که سالها ست بخش بزرگی از مردم شاندرمن از مسیر ماسال به ییلاقاتشان رفت و امد می کردندو  می کنند و اتفاقی نیفتاده ، اما اگر تفکر شما حاکم بود معلوم نبود چه برسر ما می اوردید!
راستی شما بفرمایید و لطفا تنها یک نمونه بیاورید که برای ماسال و مردمانش کاری کردید تا تمام شهر را برای تشکر از شما بسیج کنیم ؟
برادر من کاری کردید که ذهن نسل جدید بچه های شاندرمن فکر میکنند ماسالی ها حق مردم شاندرمن را خورده اند و دلیل مشکلات این شهر مردم ماسال هستند!
شاید شما بتوانید برای دیگران همچین نسخه ای رابپیچید اما خودتان واقفید که حقیقت چیز دیگریست
بر هیچکس پوشیده نیست که شاندرمن از بسیاری جهات نسبت به شهر های اطراف و ماسال از موقعیت بیشماری برخوردار است ، وسعت ، جمعیت ، تاریخ ، موقعیت جغرافیایی و حتی ثروت و نقدینگی ، اما تنها یک تفاوت که انهم برایم بسیار عجیب بود سالها شاندرمن و طاهرگوراب مرکز بزرگی بودند اما دچار عقب ماندگی و عدم رشد شدید شدند که دلیل ان خوردن حق شان از طرف دیگران نیست.  اخوی در گذشته در شاندرمن بیش از ١٠ ها خان و ارباب و حاکم و جود داشت که بیشتر انها بجای توجه به منطقه خود در حال جمع کردن ثروت و کارهای شخصی خود و یا اصلا برایشان مهم نبود و کمتر به پیشرفت شهر و روستاهای خود فکر کردند ولی همزمان در ماسال شخصی و تنها یک نفر تمام مال و ثروت خود را خرج ساخت جاده ، مدرسه ، درمانگاه ، ادارات و زیرساختهای پیشرفت شهر خود می کرد ، و تنها دلیل او عشق و علاقه به شهر ، سرزمین و مردمانش بود که شما و بسیاری از تحصیل کردگان گذشته شهرتان به تلاشهای ایشان مدیون هستید .
همین دلیل کافی بود تا دولت که هیچ برنامه ای برای ساخت و ساز دولتی در منطقه نداشت از امکانات فراهم شده به نفع خود استفاده ببرد و ماسال تبدیل به مرکز خدمات شهر های اطراف گردد
و این اتفاق تنها با هزینه شخصی یک انسان اینده نگر صورت گرفت.

یکی مرد جنگی به از صد هزار

همین؛ لطفا شما بروید و گریبان بزرگان شهرتان را بگیرید و یا اینکه خود بزرگ فکر کنید .
جناب استاد در جهان امروز مرز ها بی معنی است جهان دهکده شده اما انگار شما هنوز درحال ساخت دیوار چین به دور شاندرمن هستید ! یکی از دلایل تاریخی عقب ماندن ما تالشها پناه بردن به جنگلها و دور شدن از حرکت تمدنی بود که در جلگه ها در حال رخ دادن بود ، تحصیل ، ارتباط با دنیای اطراف و تجارت ، فکر کردیم همه چیز داریم و به دیگران نیازی نیست و عاقبت کار همین است که در تمام سرزمین تالش اشخاص بزرگ انگشت شمارند و ما محتاج دیگران .
شما بجای اموزش تنش و پیگیری گرفتن چند روستای خودی ، کمی به فکر مناطق تالش نشینی باشید که با اتحاد استانهای شمال غربی ایران در مجلس و نهادهای قدرت در حال جدا شدن از سرزمین تالش است همچون استارا و ییلاقات هشتپر و یا مهندس عزیز نگران از بین رفتن زبان مادریمان که به دلایل متعدد در حال نابودیست .

دوست عزیز بقول استاد شجریان
تفنگت را زمین بگذار
امیدوارم بعد از خواندن مطالب بنده فوری دست به قلم نشوید تا بقول خودتان جواب دندان شکنی به منتقدین صحبتهای خودتان داده باشید چرا که بنده نه پست دولتی دارم و نه در برد و باختهای سیاسی از رانتی استفاده کرده ام ، تنها لطفا کمی به عرایض بنده توجه کنید.
بنده با کارامدی و یا ناکارامدی مدیران شهرستان کاری ندارم ، چرا که نظر مردم و میزان رضایت مندی انها می تواند معیار خوبی در پایان دوره مدیریت افراد باشد البته شما در این خصوص مستثنی نیستید چرا که در گذشته و حال در مسند مدیریت بودید و هستید قضاوت با مردم.

بگذریم جناب اقای مهندس شما در پاسخ جناب اقای فیاض انگار چشم خودتان را بستید و تمام مدارک و مقامهای خودتان کنار گذاشتید و هر حرف ربط و بی ربطی نثار همه کردید
شما از زبان هنرمندان حرف زدید و انگار خیلی ناراحت این قشر مظلوم جامعه بودید اما نمیفهم چرا با این قلب ظریف هنرمندان تاتر را دلقک خطاب میکنید، حال بفرمایید ما قسم حضرت ابوالفضل را باور کنیم یا دم خروس
نکند شهامت حضور در جریانات سیاسی به شما این حق را داده که در جلسات و یا رسانه ها برای دیگران نام لقب انتخاب کنید. ببخشید؛ انگار هنوز فکر میکنید عضو شورا هستید و در حال انتخاب نامی برای خیابان ها و کوچه ها ؟
شما که استاد دانشگاه هستید و افتخار عضویت در شورا را به یدک میکشید اینگونه به جامعه هنری شهرتان می نگری!؟
شما جواب فیاض را بدهید به فعالیت های هنری ایشان چه کار دارید ؟

دوست گرام من از شما خواهش میکنم بجای پیدا کردن ضعف های ما که بسیار است کمی به عنوان پرچمدار اصلاح طلبی به ما اموزش ، صبوری ، دموکراسی زبان و قلم ازاد و حق سوال و جواب و برای مردم و بخصوص شیوه سخن گفتن با هنرمندان بیاموزید.
در اخر ما هنرمندان زیاد اهل نوشتن نیستیم و سخنمان را در اشعار ، تابلوهای نقاشی ، سازو اواز و یا روی صحنه به دیگران انتقال می دهیم امیدوارم عملکرد دوستان دلیلی برای دلقک بازیهای ما روی صحنه ها نباشد .
و تنها شاید عذرخواهی شما بابت توهین به هنرمندان تاتر تسکین دهنده زخمی باشد که از پشت شما بر پیکر رنجور هنر این شهرستان زدید .
با سپاس
عباس میره جینی