مرد آرامی که شاید کسی انتظارش را نمی کشید پایگاه سیاسی را به ورطه سقوط بکشاند که در ۲۴ سال پیش از آن، هیچ چهره ی سیاسی نتوانسته بود حتی نزدیک آن شود.

شاید بدترین اتفاقی که در زندگی بهمن محمدیاری رخ داده، رویارویی او با محمود شکری باشد. مرد آرامی که شاید کسی انتظارش را نمی کشید پایگاه سیاسی را به ورطه سقوط بکشاند که در ۲۴ سال پیش از آن، هیچ چهره ی سیاسی نتوانسته بود حتی نزدیک آن شود.

بهمن محمدیاری، مردی که هیچ گاه عادت نداشت کلمه “نه” را از کسی بشنود، طی ۶ سال گذشته این کلمه را بارها شنیده است. شکست در دور نخست رقابت با محمود شکری شاید آغاز عصر جدیدی در زندگی سیاسی بهمن محمدیاری بود، او در رقابت با چهره ای میدان را واگذار کرد که کمتری کسی انتظارش را می رفت.
پس از رویارویی با محمود شکری زندگی سیاسی اصلا آنطور که تصورش را داشت پیش نرفت؛ بهمن محمدیاری در مواجهه با محمود شکری هرچه پیش رفت بخشی از پازل قدرت سیاسی خود را از دست داد و از سوی دیگر اتفاقات سریالی که رخ داد محمود شکری را هر چه بیشتر در موضع قدرت قرار داد؛ به گونه ای که او همواره بی پروا به نماینده پیشین مجلس تالش تاخته و هنگامی که او مجال فرصت برای پاسخگویی خواسته او را تنها “یک شهروند معمولی” خطاب کرده است.
این موضوع بیش از هر چیزی بهمن محمدیاری را آزار میداده، اینکه فردی آمده یکطرفه مطالبی را عنوان می کند اما هر زمان به واکنشی منجرب می شود می گوید “این آقا ۲۰ سال فرصت داشته حرفش را بزند.”
این کشمکش ۴ سال به طول انجامید و انتظار می رفت با رویارویی این دو چهره در انتخابات مجلس انتخاباتی پرهیجان برگزار شود؛ اما اینبار خبری شوکه کننده شنیده شد و آن اینکه “بهمن محمدیاری از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت شد.”

این خبر از طرفی برای هواداران بهمن محمدیاری حیرت آور بود و از طرف دیگر ادعای مطرح شده محمود شکری که در جمع هوادارانش گفته بود “تا من زنده هستم، این آقا در انتخابات حاضر نخواهد بود” خواسته یا ناخواسته او را در مواجهه با یاری به قدرتی شکست ناپذیر بدل کرده که به سالها یکه تازی او در عرصه سیاسی تالش خاتمه داده بود.

بدین ترتیب برای نخستین بار بهمن محمدیاری در دو دوره متوالی از حضور در مجلس باز ماند؛ اتفاقی که رفته رفته قدرت نفوذ او در منطقه را کاهش داد.

ادامه دارد…