جناب آقای رسولزاده نه تالش اینی است که تنها دوربین شما نشان می دهد و نه شاعران تالش تنها در شاعران قاب شما خلاصه می شوند.

بسم الله الرحمن الرحیم

کوتاه سخنی با مردم هم زبانم

چند سال است که درد مشترک فرهنگی امان را به دوش می کشیم و به عنوان یک قوم مرزی کاملا ایرانی که کم ترین مباحث نفوذ و دگرخواهی در آنها شکل گرفته است، همواره پاره پاره ی تنمان را فدای خاک میهن عزیزمان ایران دانسته ایم.

سکوت فرهنگی بزرگان اهل علم و ادب، اندیشمندان و مردم تالش زبان،طی این سالها ناگهان تبدیل به امیدی و سرودی شد برای دیده شدن و شنیده شدن صدای این کهن قوم ایران زمین …

ما نیز بر اساس وظیفه ی اجتماعی و شرعی ای که نسبت به مردم دیار خود داشتیم، تمام کوششمان را نمودیم که صدایی باشیم برای مطالبه ی به حق داشتن یک صدا و سیمای بومی یا حداقل (تکرار می کنم حداقل ) داشتن حق نیمی از برنامه های صدا و سیمای استانی، اما به هر دلیل و به هر مصلحتی که در نظر گرفته شد، مطالبه ی قومی که سراپا پای انقلاب و مفاهیم بلند انقلاب اسلامی مانده است و وجب به وجبش، روستا به روستایش پر است از بوی شهدای هشت سال دفاع مقدس این آب و خاک به یک برنامه ی چند دقیقه ای از ۲۴ ساعت برنامه ی صدا و سیمای استانی تغییر کرد.

هزار امیدمان رنگ سوخت و باز ما به چشم گفتنمان دلبستیم و صبر و همدلی و اتحاد را برای هر چه بهتر شدن این برنامه گوش زد کردیم.

شاید نباید تمام تلاشهای دست اندر کاران این برنامه را نادیده بگیرم، و فی الواقع به آنها خداقوتی گرم می گویم. اما آنچه ذهن مرا مشغول کرده است نکاتی است که همچنان بی پاسخ مانده است.

معیار انتخاب این برنامه از مفهوم شعر، شاعر، نویسنده، فعال اجتماعی و کنشگر فرهنگی تالش چیست؟

و عموما چه کسانی از کنشگران چند دهه ی گذشته ی تالش میهن اسلامی امان در اجرای هرچه بهتر این برنامه سهیم بوده اند؟

معیار این برنامه برای حفظ اصالت زبان باستانی ایران زمین چیست ؟ جایی که به راحتی کلماتی غیر تالشی از زبان مجری های برنامه ادا می شود کدام مشاور زبان شناسی به عنوان منتقد برای بهتر شدن برنامه ی بعدی در نظر گرفته شده است؟

نگاه برنامه نسبت به سنن و عقاید تالشان در کوچ و بزرگان محلات خلاصه می شود؟ یا به ابتکارات زبانی، شاعرانه های جدیدی که در زبان تالش به دنبال انقلابی مفهومی و زبانی هستند و نویسندگانی که با نگاههای امروزی تر به ادبیات تالش می نگرند هم توجهی می کند؟؟

بارها و بارها برنامه را دیده ام تهی از مفهوم، در پی این است که فقط بگوید هستیم اگر قرار بر بودن بود، ما خود سالی یک بار به مجلس اسلامی امان نامه می زدیم که بله ما تالشان هستیم، ما قرار بر رشد و شکوفایی امان را با شما عهد بستیم نه فقط نگاهی سنتی از تالشی سنتی که در رمه داری و چوپانی خلاصه شده باشد.

 

این جانب به عنوان شخصی که همواره داشتن صدا و سیمایی بومی را حق این ملت ولایت مدار تالش زبان دانسته ام ابتدا عرض می نمایم در طول برگزاری این برنامه این برنامه هیچ گونه مشورتی با اکثریت کنشگران فرهنگی تالش نداشته است و یا نمی خواهد داشته باشد، ثانیا این برنامه صدای تالش نیست بلکه صدای قسمتی از تالش است که برخی را ناراحت نکند، نه مشکلات مردم تالش در آن به چشم می خورد، نه زبانش زبان جوانان امروز است و نه اصالت تالشی زبان را حفظ می کند.

لذا از صاحبان رسانه، ائمه ی جمعه، فرمانداران، مردم شریف شهرستان های تالش بزرگ، شاعران، نویسندگان و عموم هنرمندان خواهشمندم ابتدا نقدهای خود را مستقیما با دست اندرکاران برنامه ی تالشی شبکه ی باران در میان گذاشته و راه حل های خود را بیان نمایند، هر چند بنده چشم نیکویی به حل مشکلات نمی بینم اما به این می اندیشم که شاید، شاید گره های کور این برنامه باز شود.

جناب آقای رسولزاده نه تالش اینی است که تنها دوربین شما نشان می دهد و نه شاعران تالش تنها در شاعران قاب شما خلاصه می شوند.

ای کاش ادبیات تالش را سطحی نمی انگاشتید و قبل از هرچیزی مشورتی می گرفتید من باب این که آیا نتیجه ی کار شما در هر برنامه رشد فرهنگی به بار می آورد یا تهدید فرهنگی …

به هر حال برای تک تک شما مردم عزیز تالش آرزوی سلامتی و خوشبختی دارم و امید وارم روزی برسد که صدای شما مردم ساده و بی آلایش سرزمینم، در حقیقت همانطور که هست و شناخته می شود در رسانه ها نجوا گر شود.

والسلام علیکم

میثم مرادی کوره جانی

  • نویسنده : میثم مرادی