جمعی از دانش آموختگان دانشگاه تربیت معلم انزلی پس از سالها در شهرستان ماسال گرد هم آمدند و به مرور خاطرات خود پرداختند.

صبح امروز، همایش دانشجویان تربیت معلم انزلی ورودی سال ۶۹ به میزبانی شهرستان ماسال برگزار شد.

در این همایش دانش آموختگانی که در سال ۶۹ وارد دانشگاه تربیت معلم شهرستان انزلی شده بودند، پس از سالها و بار دیگر گرد هم آمدند.
نقل خاطرات، خوش و بش های دوستانه، صرف غذا و پیاده روی و البته شعرخوانی بخشی از این دیدار صمیمانه و در نوع خودش جالب، بود.

ابوالقاسم حق پرست یکی از این چهره هاست که در سال ۶۹ این شعر را برای تمامی دوستانش سروده که حالا بار دیگر آن را برایشان خواند:

طالبا یکدم بهاران را نگر
باغ دانش باغ ریحان را نگر

از تفرج خود گذر کن باغ را
بنگر اینجا حقله عشاق را

چهل سه عاشق به خط انبیاء
خاک پای اهل بیت اولیا

جمع شد جمع معلم پیشه گان
غم از اینان دور بادا جاودان

اولین استاد ما داود نام
لوء لوء مرجان بود اورا کلام

ثانوی شد واسع شیرین زبان
صادق است او را همه قال و بیان

وان دگر سیروس پاک و ارجمند
عالم و استاد بر هر چون و چند

هست آن استاد دیگر رفتنی
از حقایق برگرفته حکمتی

عالم برنا حمید قنبری
قاریان را جمله دارد سروری

حامی ما آن جناب مستطاب
شیخ ما باشد به اقلیم ثواب

غنچه گل روش خورشید گون
جمله او صافش ازین دفتر برون

میرزایی شد چراغ عاشقان
از کرم بر جمله باشد میزبان

استاد صد معما بهمن است
چون گلی زیبا مقیم گلشن است

باغ نیلوفر بود اینجا عزیز
استادی ماهر و صاحب تمیز

غنچه خندان فرامز قدیر
علم و دانش را بود میروسفیر

نیک مردی با وقار و با مرام
روح پاکش را ز ما صدها سلام

بهمن دیگر بود طهماسبی
عاشقی و عالمی و طالبی

آن نشاطی شد هنرمند گرام
صاحب ذوق و کمال است و بنام

نوجوان فتحی عزیز دیگر است
تاج زور و قوت او را بر سر است

معدن شوره کرم کسری بود
در ادارات یکه و تنها بود

گلستان باشد مقیمی گلستان
عارف است نکته پردازان

تا بناک از نور عرفان نورپور
پای تا سر مو به مو است و نور

آن حسینی اکبر والامقام
شمع جمع است رفیق با مرام

دوستار معرفت بهنام شد
خنده بر لب چون گل بادام شد

آن رضا عباس زاده زیرک است
در میان اهل فن فردی تک است

هم سلیمی عالم و نیکو خصال
عاشق ورزش خصوصا فوتبال

سید عشاق سید مصطفی
عالم و زاهد شریف و با وفا

اسوره صاحبدلان روشندل است
نامداری طاهر و بس عادل است

خوش سخن منصور چون در ثمین
در میان انجمن شد جای گزین

چون شکوفه یوسف خندان و شاد
استاد و معدن علم و سواد

ماه تابان شد قویدل زین میان
چهرش تابان ز نور عارفان

پیر و استاد سخن عباس شد
خیر خواه پاک کل الناس شد

بر تمام انجمن فرهاد یار
هر سخن او را چو صد باغ بهار

ماه منظر شیرزاد قهرمان
نور عرفان شد ز چهره او عیان

زین میان خرشیدی اندر تابش است
نام وی مقصود و شهرت بخشش است

پیر پاک معرفت شمعون بود
چهره گه آرام و گه گلگون بود

تک سوار حکمت اینجا شد جمال
دوستدار حق و رهپوی کمال

هجرت او موجب افسوس شد
جایگاهش جنت فردوس شد

گلعذار باغ ریحان ساده است
خوش به حق و معرفت دلداده است

نامی ورزیده پیکر تورج است
قرمانی ها ز کارت منتج است

بحر احسان دان که اسماعیل شد
میر حلم و دشمن تعجیل شد

صفوی آن بلبل شوریده حال
پر زند در آسمان های وصال

هادی گل غنچه ی پورحنیف
گوهر رخشنده و پاک و نظیف

استادی با سخاوت مهرداد
شیر مردی عارف و نیکو نهاد

صابران را اسوه شد اینجا حسن
از وجودش دور بادا اهرمن

مرد با همت محمد معاف
جملگی در او فضایل شد مضاف

سحری مردی حکیم دیگر است
ویس و راس را به ما یادآور است

گفت راها تفی از روزگار
شیر را نام ابوالقاسم گذار

آخرین گل شد رحیم یا ولی
مهر و احسان در وجودش صنجلی

گرچه قاسم گشته شیر حقپرست
دستبوس جمله یاران بود و هست

در ادامه تصاویر مختلف این همایش را مشاهده خواهید کرد:

  • نویسنده : مریم احمدی